داستان تلخ دو دختر هفت و پانزده ساله در سنندج، پرده از حقیقتی هولناک برمیدارد؛ جایی که خانه به جای پناهگاه، به مسلخِ کودکی و رویاهایشان تبدیل شده بود. این روایتِ تکاندهنده از روزها سکوت، ترس و تنهایی، یادآور این واقعیت است که گاهی میان فاجعه و نجات، تنها به اندازه شکستن سکوتِ یک همسایه یا یک شهروند مسئول فاصله است؛ صدایی که سرانجام قفل درهای این کابوس را شکست.